معانی کلمه : کند بادام
لغت نامه دهخدا
کند بادام. [ ک َ ] ( اِخ ) ( به فتح کاف به ضبط یاقوت ) و آن را کند نیز گویند و ازآنجا بادام بسیار خیزد و معنای آن قریه بادام است.( یاقوت از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
تو مغز کند بادامی و مادام
به مغز آرد بها بادام کندی.رجوع به کند شود.
تو مغز کند بادامی و مادام
به مغز آرد بها بادام کندی.رجوع به کند شود.
فرهنگ فارسی
و آن را کند نیز گویند و از آنجا بادام بسیار خیزد و معنای آن قریه بادام است .
