کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کنجدین | کلماتور
معانی کلمه : کنجدین
تلفظ بین المللی :
/kondʒˈedin/
تلفظ :
[kondZ'edin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کنجدیان
کنجینه
استخوان کنجدی
چاه های سنگی کنجدی
دانشنامه کندین
سوهان کنجدی
فرست کنیدین پلیس
فرودگاه بین المللی کرانبروک کندین راکیز
قطار سلطنتی کنیدین پسیفیک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنجدین. [ ک ُ ج ُ] ( ص نسبی ) منسوب به کنجد. از کنجده کرده. از کنجد.کنجددار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
شمس دنیا تو فخر دین منی
فخر دنیا تو شمس دین منی
گر همه نیکوان ترینه شوند
تو کبیتای کنجدین منی.
طیان.
فرهنگ فارسی
منسوب به کنجد . از کنجده کرده . کنجه دار
کلمات مرتبط
کنجدیان
کنجینه
استخوان کنجدی
چاه های سنگی کنجدی
دانشنامه کندین
سوهان کنجدی
فرست کنیدین پلیس
فرودگاه بین المللی کرانبروک کندین راکیز
قطار سلطنتی کنیدین پسیفیک
نظرات