۱. گوشه؛ زاویه.
۲. [قدیمی] چینوشکن؛ چروک.
زبان کوچک که بیخ حلق قرار دارد؛ ملازه: ◻︎ همی تا دایه کنج و کام کردش / پدر فرزانه هرمز نام کردش (نزاری: لغتنامه: کنج).
(کِ) (ص .) بزرگ جثه و قوی هیکل (فیل ).
(کُ نْ) (اِ.) 1 - گوشه ، زاویه . 2 - چین و شکن و چروک .
تکیه ای: güša
طاری: göša
طامه ای: konǰ
طرقی: konǰ
کشه ای: konǰ
نطنزی: konǰ / suk
چین، شکن، کنجل
قوز، قوزدار، گوژپشت
بیغوله، زاویه، کنار، گوشه، گوه، نبش
۱. بیغوله، زاویه، کنار، گوشه، گوه، نبش
۲. چین، شکن، کنجل
۳. قوز، قوزدار، گوژپشت