Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنبره

تلفظ بین المللی : /kanbˈareː/ تلفظ :‌ [kanb'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رَخ کنگره ای
  • ریز کنگره ای
  • سپر کناره دار
  • غرقه کناره
  • برلین کنگره
  • کبره
  • کبره بستن
  • کبره بسته
  • کزبره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کنبرة. [ کِم ْ ب ِ رَ ] (ع اِ) سر بینی بزرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد).

( کنبرة ) کنبرة. [ کِم ْ ب ِ رَ ] ( ع اِ ) سر بینی بزرگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سر بینی بزرگ

کلمات مرتبط

  • رَخ کنگره ای
  • ریز کنگره ای
  • سپر کناره دار
  • غرقه کناره
  • برلین کنگره
  • کبره
  • کبره بستن
  • کبره بسته
  • کزبره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات