کنارة. [ ک ِن ْ نا رَ ] (ع اِ) پاره ای از کتان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کنار. پاره ای از جامه ٔ کتان و این دخیل است . (از اقرب الموارد).
۱. کنار؛ کنار چیزی.
۲. کرانه؛ ساحل.
〈 کناره جستن: (مصدر لازم) [مجاز] کناره گرفتن؛ دوری کردن.
〈 کناره گرفتن: (مصدر لازم)
۱. کناره جستن؛ کناره کردن.
۲. [مجاز] از مردم دوری کردن؛ گوشهنشین شدن.
( ~ .) [ معر. ] (اِ.) نک قناره .
(کَ رَ یا رِ) [ په . ] (اِ.) 1 - جانب ، پهلو. 2 - کرانه ، لب ، ساحل . 3 - در خارج از مسیر اصلی .
نواری از خشکی در کنار دریا یا اقیانوس از جایی که رسوبات سست ساحلی تمام میشود تا جایی که تحت تأثیر دریا قرار دارد متـ . ساحل 3
کناره – ساحل
پهلو، جانب، حاشیه، دامن، ساحل، طرف، کرانه، کران، گوشه، لبه