۱. کمترین.
۲. کمارزشترین؛ فرومایهترین.
۱. پنهان شدن در جایی به قصد از پا درآوردن دشمن یا شکار.
۲. (صفت) [قدیمی، مجاز] کمینکرده.
۳. (اسم) [قدیمی، مجاز] کمینگاه.
〈 کمین کردن: (مصدر لازم) در جایی پنهان شدن به قصد از پا در آوردن دشمن یا شکار؛ کمین آوردن؛ کمین ساختن؛ کمین گرفتن.
(کَ) (ص .) کمترین .
( ~ .) [ ع . ] (اِ.) شخص یا اشخاصی که برای حملة ناگهانی به دشمن در جایی پنهان شوند و منتظر فرصت مناسب باشند.
نوعی تک غافلگیرکننده با اجرای آتش از مواضع پنهان علیه ستونهای متحرک یا موقتاً ثابت دشمن
کدام
ناتمام، ناقص
ترصد، مخفیشدن
پست، حقیر، دون
کمترین، کوچکترین
بزنگاه، کمینگاه، مرصاد، مکمن، نخیز، نخیزگاه
۱. بزنگاه، کمینگاه، مرصاد، مکمن، نخیز، نخیزگاه
۲. ترصد، مخفیشدن
۳. کمترین، کوچکترین
۴. ناتمام، ناقص
۵. پست، حقیر، دون