Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمر کشیدن

تلفظ بین المللی : /kˈamar keʃˈidan/ تلفظ :‌ [k'amaR keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کار کشیدن
  • کر کشیدن
  • کشیده کمر
  • از کار دست کشیدن
  • کار به جای یا جاهای باریک رسیدن یا کشیدن
  • کمر راست کاردن
  • دل کور کور کاردن
  • کر کر کاردن
  • کم ملی کاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کمر کشیدن.[ ک َ م َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) عبارت از استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و ترقی نمودن از آن. ( آنندراج ). استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و افزون شدن از آن. ( فرهنگ فارسی معین ) :
کمر بر کلاه فریدون کشید
سر تخت بر تاج گردون کشید.
نظامی ( از آنندراج ).
و رجوع به کمر و کمرکش در همین لغت نامه شود.

فرهنگ معین

( ~ . کِ دَ ) (مص ل . ) نک کمر بستن .

فرهنگ فارسی

بر چیزی ( مصدر ) استوار بستن کمر بمقصد غالب آمدن بر آن و افزون شدن از آن : ( کمر برکلاه فریدون کشید سر تخت بر تاج گردون کشید ) . ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • کار کشیدن
  • کر کشیدن
  • کشیده کمر
  • از کار دست کشیدن
  • کار به جای یا جاهای باریک رسیدن یا کشیدن
  • کمر راست کاردن
  • دل کور کور کاردن
  • کر کر کاردن
  • کم ملی کاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات