معانی کلمه : کمان کشش
فرهنگ فارسی
قطعهفلزی کمانی که به دو سر سیمی که برای ایجاد کشش در یک استخوان بلند فرورفته است وصل میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{traction bow} [ارتاپزشکی] قطعه فلزی کمانی که به دو سر سیمی که برای ایجاد کشش در یک استخوان بلند فرورفته است وصل می شود
