کماد.[ ک ِ ] ( ع اِمص ) کوفتگی جامه ، اسم است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کوفتگی جامه ، اسم است کَمد را. ( ناظم الاطباء ). اسم است از کمدالقصّار الثوب ؛ کوفت گازر جامه را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کَمد شود. || ( اِ ) لته چرکین که گرم کرده بر عضو دردناک نهند و آن مفید ریح است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پارچه گرم کرده که بر عضو دردناک نهند. ( ناظم الاطباء ). جامه پاره ای چربناک و چرکین که گ...
فرهنگ معین
(کِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - درد شکم . ۲ - پارچه ای که گرم کنند و بر عضو دردناک نهند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - درد شکم . ۲ - پارچه ای که گرم کنند و بر عضو درد ناک نهند .