کماج. [ ک ُ ] ( اِ ) نانی است مشهور. ( برهان ) ( آنندراج ). کماچ. ( فرهنگ رشیدی ). || نانی را نیز گویند که بر روی اخگر و زغال پزند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). کماچ. کوماج. طلمة. مملول. مُضباط. و آن نانی است که در خاکستر گرم پزند شتربانان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). خبزالملة. ( ذخیره خوارزمشاهی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ترکی است.بهر کاچی و عدس در خانه ای باشم مقیم با کماج گ...
فرهنگ عمید
۱. نوعی نان ضخیم و پوک که با آرد گندم و آرد نخود تهیه می شود، کماچ. ۲. تختۀ گرد که میانش سوراخ دارد و در سرستون خیمه قرار می دهند، بادریسه، کلیچۀ خیمه: کماج خیمه را ماند که نتوان / ز وی کندن به دندان نیم ذره (جامی : ۶۹۱ ).
فرهنگ معین
(کُ ) (اِ. ) یک نوع نان شیرینی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - نا تنک شیرین که از آرد گندم و غیر آن و شکر پزند . ۲ - تخته ای باشد گرد و میان سوراخ که بر سر ستون خیمه محکم کنند و چادر خیمه را بر روی آن کشند ( و آن شبیه بنان کماج است ) کلیج. خیمه کماجه : ( کماج خیمه را ماند که نتوان ز وی کندن بد ندان نیم ذره ) . ( جامی )
دانشنامه عمومی
کماج نان شیرینی است که از آرد برنج و غیر آن و شکر پزند. شیرینی سنتی همدان کماج است و در مازندران و اصفهان نیز پخت می شود. این نوع نان هیچ آمیزه ای ندارد اما بسیار پرطرفدار است.