کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کم-زور | کلماتور
معانی کلمه : کم زور
تلفظ بین المللی :
/kˈam zˈuːr/
تلفظ :
[k'am z'u:R]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شرجور کم زور
کم زوری
کمزور
کمخور
کمخوراک
کازورینا
کمزاری
کمورجی
کمورو
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
کسی که زور و نیروی او اندک است مقابل پر زور .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بیجان، بیقوت، ضعیف، ناتوان، نزار ≠ پرزور، زورمند
weak (صفت)ضعیف، لاغر، ناتوان، سست، کمرو، عاجز، کم زور، بی حال، چیز ابکی، کم دوام، کم بنیهfeeble (صفت)ضعیف، ناتوان، سست، عاجز، نحیف، کم زورspent (صفت)خسته، نیروی خود را از دست داده، کم زور، کوفته، رها شده، خرج شده، بی رمق، از پا درامده...
کلمات مرتبط
شرجور کم زور
کم زوری
کمزور
کمخور
کمخوراک
کازورینا
کمزاری
کمورجی
کمورو
نظرات