کسی که کم سخن گوید و بیش خاموش ماند : ( آدمی بود کم حرف و سر بزیر ) .
مترادف و متضاد
spare (صفت)عوضی، لاغر، نازک، یدکی، نحیف، کم حرفreserved (صفت)عوضی، اندوخته، کم حرف، رزرو شدهlaconic (صفت)مختصر، کوتاه، موجز، کم حرف، مختصر گوtight-lipped (صفت)راز دار، خاموش، کم حرفtight-mouthed (صفت)راز دار، خاموش، کم حرفincommunicative (صفت)سربتو، کم حرف، کم سخن، بی معاشرت و بی امیزشtaciturn (صفت)ارام، خاموش، کم حرف، کم سخن، کم گفتارuncommunicative (صفت)خاموش، کم حرف...