( کم آوردن ) کم آوردن. [ ک َ وَ / وُ دَ ] ( مص مرکب ) غلبه کردن.- کم آوردن کسی را ؛ غلبه کردن بر او. ( فرهنگ فارسی معین ). بامن برآیند یا توانند که با من کاوند و مرا کم آرند... ( کشف الاسرار ج 6ص 552، از فرهنگ فارسی معین ). کفره قریش ما را کم توانند آورد. ( کشف الاسرار ج 6 ص 238، ایضاً ).|| کسر پیدا کردن ازحد معین که مورد حاجت است. از حد لزوم و احتیاج کمتر موجود داشتن چیزی. کسرآوردن : حسابدار بانک...
فرهنگ فارسی
( کم آوردن ) ( مصدر ) کم آوردن کسی را . غلبه کردن بر او : ( با من بر آیند یا توانند که با من کاو ندو مرا کم آرند ... ) ( افهم الغالبون کفر. قریش ما را کم توانند آورد ) . غلبه کردن . یا کسر پیدا کردن از حد معین که مورد حاجت است .
اصطلاحات
( کم آوردن ) معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> کم آوردن جا زدن
واژه نامه بختیاریکا
( کم آوردن ) بُهرِستِن ( کم آوردن ) دین مِلِنگُو نُهادن؛ لاکَشی؛ شُو خَل کردن