کلکی . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کِلک . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کِلک و کلکین شود.
کلکی . [ ک َ ل َ ] (اِ) پری باشد که در بزم و رزم بر سر بزنند و به ترکی جیغه خوانند. (برهان ). جیغه و پری که در بزم و رزم پادشاهان و جوانان خوش صورت و مردمان شجاع و دلاور بردستار و کلاه زنند (ناظم الاطباء). و رجوع به کَلَل شود.
از تپه های تاریخی ناحیه ی سدن رستاق واقع دراسترآباد