کلوخ اندازان. [ ک ُ اَ ] ( اِ مرکب ) کلوخ انداز. سیر و گشت و عیش و عشرت و شرابخواری که پیش از ایام پرهیز و اواخر ماه شعبان کنند. ( ناظم الاطباء ). میگساری روز آخر شعبان. جشن روز پیش از رمضان. بگماز یا سوری در سلخ شعبان. برغندان. سنگ انداز. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : پس یک ماه کلوخ اندازان سنگدلان در بلورین قدحی لعل تر آمیخته اند.خاقانی.و رجوع به کلوخ انداز شود....
دانشنامه آزاد فارسی
کُلوخ اندازاندر اصطلاح فرهنگ عامیانه، واپسین شب خوش گذرانی پیش از ورود به روزهای عبادت یا سوگواری، به ویژه پیش از حلول ماه رمضان. در کلوخ اندازان، که موعد آن بنا بر رسم، روز پیش از سه روزۀ پیشوازِ رمضان رفتن برگزار می شد، مردان استحمام می کردند، موی سر می تراشیدند، ریش خود می آراستند و زن ها بند انداخته (← بَنداَندازان) و سُرمه می کردند و خانه می آراستند و تخمه و آجیلی چون نوروز فراهم می آوردند. م...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه کلوخ بجانب دیگران پرتاب کند : ( چو کردی با کلوخ انداز پیکار سر خود را بنادانی شکستی ) . ( گلستان ) ۲ - آلتی که کلوخ و مانند آن پرتاب کند فلاخن . ۳ - سوراخها یی ک در زیر کنگره های دیوار قلعه سازند تا چون دشمن نزدیک دیوار قلعه آید از آن سوراخها سنگ و آتش و خاکستر بر سرش ریزند سنگ انداز : ( آن جهان بخشی فلک رخشی که هفت اقلیم خاک با کلوخ انداز جودش بهره ای از گل بود ) . ( شرف شفروه ) ...