کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کلنل | کلماتور
معانی کلمه : کلنل
تلفظ بین المللی :
/kolˈonel/
تلفظ :
[kol'onel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
کلنل محمدتقی خا
کلنل محمدتقی خان
کلنل ساندرز
کلنل فضل الله خان
کلنل هیل
زندگی و مرگ کلنل بلیمپ
زوال کلنل
گوفرها و کلنل کیت
یواس اس کلنل کینزمن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
کلنل. [ ک ُ ل ُ ن ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) کلونل. صاحب منصبی که بریک هنگ فرماندهی کند. سرهنگ. ( فرهنگ
فارسی
معین ).
فرهنگ عمید
سرهنگ.
فرهنگ معین
(کُ لُ نِ ) [ فر. ] (ص . اِ. ) سرهنگ .
فرهنگ فارسی
سرهنگ
( صفت اسم ) صاحبمنصبی که بر یک هنگ فرماندهی کند سرهنگ .
دانشنامه عمومی
این معنی را بیشتر بخوانید
کلنل (فیلم). کلنل (فیلم) فیلمی به کارگردانی نورالدین یادآور نیک روش و نویسندگی نورالدین یادآور نیک روش، مهرداد غروی ساختهٔ سال ۱۳۶۹ است.محمد حاتمیابوالقاسم محمدطاهرمینا سعیدیحمید طاهریاناسماعیل ناظرزادهعلیرضا توتونچیانعباس شیخقربان غفاریwiki: کلنل (فیلم)...
کلمات مرتبط
کلنل محمدتقی خا
کلنل محمدتقی خان
کلنل ساندرز
کلنل فضل الله خان
کلنل هیل
زندگی و مرگ کلنل بلیمپ
زوال کلنل
گوفرها و کلنل کیت
یواس اس کلنل کینزمن
نظرات