کلبی . [ ک َ با ] (ع ص ، اِ) ج ِ کَلِب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). و رجوع به کلب شود.
کلبی . [ ک َ بی ی ] (اِخ ) زیدبن الحارثه الکلبی مولی خدیجه رضی اﷲ عنها. رجوع به زیدبن حارثه در همین لغت نامه و تاریخ گزیده چ نوائی ص 211 شود.
کلبی . [ ک َ بی ی ] (ص نسبی ) ...
فرهنگ فارسی
ابومنذرهشام بن محمد بن سائب بن بشر کلبی مفسر مشهور ( ف. ۲٠۶ ه. ق. ) وی مولف [ تفسیر ] مشهوریست که در دست نیست ولی بخشهایی از آن در تفسیرهای طبری و بغوی و زمخشری آمده است وی از مورخان و نسب - شناسان و عالم باحوال قبایل عرب و عادات آنان بود . از کلبی در حدود صد کتاب در آثار و اخبار عرب بجا مانده بود. جعفر ابن محمد ابن علی ابن ابی الحسن الکلبی . از امرائ کلبیین
مترادف و متضاد
cynic(صفت)
خیره چشم، کلبی
cynical(صفت)
خیره چشم، کلبی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کلبی (ابهام زدایی). کلبی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • اسد کلبی، یکی از شهدای کربلا• بشر بن صفوان کلبی، از امرای مشهور عصر اموی • حسان بن مالک کلبی، از سرداران امویان در دوران معاویه، یزید، مروان و عبدالملک• سالم مولی بنی مدینه کلبی، یکی از شهدای کربلا• عبد الاعلی بن یزید کلبی، یکی از شهدای کربلا• عبدالاعلی بن زید بن شجاع کلبی، به نظر برخی از شهیدان کربلا• عبدالله بن عمیر کلبی، ...