کلام جامع. [ ک َ م ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سخن پرمعنی. کلامی که معنی بسیار دارد. || در اصطلاح فن بدیع، آن است که کلام مشتمل باشد بر مواعظ حسنه و حکمتهای متقنه... ( هنجار گفتار ص 279 ). رشید وطواط آرد: این صنعت چنان باشدکه شاعر ابیات خویش بی حکمت و موعظت و شکایت روزگار نگذارد. مثالش از شعر تازی ، متنبی گوید : والظلم فی خلق النفوس فان تجدذا عفة فلعله لایظلم و من البلیة عذل من لایرعوی عن جهل...
دانشنامه آزاد فارسی
کَلام جامعدر اصطلاح ادبیات فارسی، شعری که مشتمل بر مواعظ و نصایح و شکایت از روزگار و حکایت دوران و امثال آن باشد. در کلام جامع، گوینده معنی بسیاری را در کلامی اندک می گنجاند: زمانه پندی آزادوار داد مرا/زمانه چون نگری سربه سر همه پند است/به روز نیک کسان ـ گفت ـ تا تو غم نخوری/بسا کسا که به روز تو آرزومند است/زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه/که را زبان نه به بند است پای در بند است (رودکی).wikijoo: کل...