کفی . [ ک َف ْی ْ ] (ع مص ) کفایة. (منتهی الارب ). رجوع به کفایة و کفایت و دزی ج 2 ص 478 شود....
فرهنگ فارسی
کفایه
مترادف و متضاد
volar(صفت)
کفی، پروازی، وابسته به کف دست یا کف پا
فرهنگستان زبان و ادب
{level terrain} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] جاده ای که شیب آن بین صفر تا سه درصد باشد [شنوایی شناسی] ← کفه {trailer} [حمل ونقل دریایی] وسیله ای سکومانند و چرخ دار برای حمل کالا که با اتصال به کشنده جابه جا می شود {volar, volaris} [پزشکی] مربوط یا منسوب به کف دست یا کف پا