Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کف

تلفظ بین المللی : /kˈaf/ تلفظ :‌ [k'af]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • کف آبه رَوی
  • کف آتشفشانی
  • کف اجذم
  • کف ادم
  • کف افکندن
  • کف الاجذم
  • کف الارنب
  • کف الاسد
  • کف الخضیب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کف . [ ک ُ ] (اِ) درخت زیزفون ، در اصطلاح زبان دیلمان و لاهیجان . (از جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 179). و رجوع به همین کتاب و زیزفون شود.

کف . [ ک َ ] (اِ) سیاهی بود که مشاطگان بر ابروی زنان کنند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 248). چیزی باشد که مشاطگان بر ابروی عروس مالند. (برهان ). س...

فرهنگ عمید

مادۀ سیاه‌رنگی که زنان به ابروی خود می‌مالیدند.

۱. (ادبی) در عروض، انداختن حرف هفتم ساکن از فاعلاتن یا مفاعیلن که فاعلاتُ یا مفاعیلُ بماند.
۲. [قدیمی] بازداشتن.

۱. (زیست‌شناسی) سطح بیرونی دست یا پا.۲. [جمع: کُفوف] دست.۳. [جمع: کُفوف] سطح چیزی: کف اتاق.۴. [قدیمی] کفۀ ترازو.= کف رفتن: (مصدر متعدی) [مجاز] ربودن و دزدیدن؛ به‌تردستی چیزی از دست کسی یا از جایی ربودن.= کف زدن: (مصدر لازم...

فرهنگ معین

( ~ .) [ ع . ] (مص م .) بازداشتن ، منع کردن .

(کَ) [ ع . ] (اِ.) سطح داخلی دست یا پا که تقریباً گود است . ج . کفوف . ؛ ~ دست خود را بو کردن کنایه از: علم غیب دانستن (بیشتر به صورت استفهام انکاری به کار رود).

( ~ .) [ په . ] (اِ.) 1 - انبوهی از حباب - های ریز که به هنگام جوشیدن آب در آن به وجود می آید. 2 - حباب های ریز سفید رنگی که در اثر ترکیب مواد شوینده و آب پدید می آید. ؛ ~ به ...

دانشنامه آزاد فارسی

کَفّ(در لغت به معنی بازداشتن) اصطلاحی در عروض. از زحاف های عروضی، و آن افتادنِ حرف هفتم رکنی است که جزء آخرش سبب خفیف باشد، چنان که «ن» از آخر «مفاعیلن» و «فاعلاتن» و «مستفعلن» بیفتد و «مفاعیلُ» و «فاعلاتُ» و «مستفعلُ» بماند. رکن تحت زحاف کفّ را مکفوف نامند.wikijoo: کف...

فرهنگ فارسی

پراکنه‌ای از حباب‌های گاز در یک مایع که دست‌کم یکی از ابعاد آن در حد و اندازۀ کلوئیدی است

۱ - ( مصدر ) باز ایستانیدن باز داشتن ۲ - بر گردانیدن . ۳ - اسقاط حرف هفتم ( آخر ) رکن بحر چون نون ( فاعلاتن ) و ( مفاعلین ) پس فاعلات و مفاعیل باقی ماند . توضیح : جزوی را که بتوسط این زحاف تغییر یافته باشد ( مکفوف ) گویند . یاکف نفس . خود داری کردن .درخت زیزفون در اصلاح زبان دیلمان و لاهیجان...

دانشنامه عمومی

کَف پراکندگی گاز در مایع است به صورتی که بخش اعظم محیط را گاز تشکیل داده و مایع به صورت لایه های بسیار نازکی میان حباب های گاز قرار گرفته باشد.مواد خالص کف نمی کنند. با بهم زدن مایع ها در گازها و در حضور عوامل پایدار کننده، کف ایجاد می شود.آلومینیمکف ها در صنعت مورد استفاده قرار می گیرند و در آتش نشانی هم استفاده مخصوصی دارند. کف مانند لایه ای پیوسته در سطح ماده در حال سوختن جریان می یابد و از پید...

گویش مازنی

لذت،کیف

پسوندی فاعلیمانند اوکف oo kaf که به معنی آب تنی کننده و شناگر ...

/kaf/ پسوندی فاعلیمانند اوکف oo kaf که به معنی آب تنی کننده و شناگر است & لذت، کیف

مترادف و متضاد

کفه

اتقا

رویه، سطح

برگردانیدن

خودداری، نگهداری

بازداشتن، نگه‌داشتن

۱. رویه، سطح
۲. کفه

۱. بازداشتن، نگهداشتن
۲. برگردانیدن
۳. خودداری، نگهداری
۴. اتقا

bottom (اسم)پا، زیر، کف، کشتی، ته، بن، پایین، غورfroth (اسم)یاوه، کف، سخن پوچbed (اسم)فراش، کف، ته، بستر، رختخواب، باغچه، خوابگاه، طبقهapron (اسم)پیش بند، صحن، کف، پیش دامن، پیش...

فرهنگستان زبان و ادب

{foam} [شیمی] پراکنه ای از حباب های گاز در یک مایع که دست کم یکی از ابعاد آن در حد و اندازۀ کلوئیدی است

کلمات مرتبط

  • کف آبه رَوی
  • کف آتشفشانی
  • کف اجذم
  • کف ادم
  • کف افکندن
  • کف الاجذم
  • کف الارنب
  • کف الاسد
  • کف الخضیب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات