کعبة. [ ک ُ ب َ ] (ع اِمص ) دوشیزگی دختر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کعبة. [ ک َ ب َ ] (ع اِ)طاس بازی نرد. ج ، کعبات . || برواره . بالاخانه . غرفه . || هر خانه ٔ چهارگوشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، کعبات .
(تلفظ: beka) (عربی) مرتفع ، جای چهارگوش ، مکعب ؛ خانهی خدا در مکهی معظمه .
قبله
مکعب
۱. قبله
۲. مکعب