کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کشمکش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کشمکش کردن
تلفظ بین المللی :
/keʃmˈakeʃ kˈardan/
تلفظ :
[keSm'akeS k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تقلا یا کشمکش کردن
کشاکش کردن
کشش کردن
درهم کشبک کردن
کران جامو و کشمیر
کشمکش
کشمکش در جامو و کشمیر
اهل نزاع و کشمکش
در کشمکش مرگ و زندگی بودن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کشاکش کردن از هر سو کشیدن . ۲ - جدال کردن ستیزه کردن .
مترادف و متضاد
war
(فعل)
جنگ کردن، عداوت کردن، کشمکش کردن، دشمنی کردن
scuffle
(فعل)
دست بیقه شدن با، کشمکش کردن
spat
(فعل)
کشمکش کردن
کلمات مرتبط
تقلا یا کشمکش کردن
کشاکش کردن
کشش کردن
درهم کشبک کردن
کران جامو و کشمیر
کشمکش
کشمکش در جامو و کشمیر
اهل نزاع و کشمکش
در کشمکش مرگ و زندگی بودن
نظرات