کشخان.[ ک َ / ک ِ ] ( ص ، اِ ) دیوث و دیوث شخصی را گویند که زن او هرچه خواهد کند و او چشم از آن پوشیده دارد. ( از برهان ). ج ، کشاخنه. کشیخان. در عربی زن جلب و بی غیرت در حق زن ، کشخنة، کشخان خواندن کسی را و النون زائدة، یکشیخ ، زن جلب خواندن ، یقال «کشخه ، اذا قال له یا کشخان ». ( منتهی الارب ). رشیدی کلمه را معرب پنداشته است. ( از حاشیه برهان ). زن جلب و بی غیرت درباره زن. ( از ناظم الاطباء ). ب...
فرهنگ عمید
کشیخان، مرد بی غیرت، دیوث: تا نگویی چو شعر برخوانم / کاین چه بسیار گوی کشخانی ست (مسعودسعد: ۸۲ ).
فرهنگ معین
(کَ ) [ ع . ] (ص . ) بی غیرت ، دیوث .
فرهنگ فارسی
( صفت ) زن جلب زن قحبه دیوث : ( ایا کشخان بد اصل ای سه پوشش علی نامی دریغ این نام بر تو ) . ( سنائی )