کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کشتی-ران | کلماتور
معانی کلمه : کشتی ران
تلفظ بین المللی :
/kˈaʃti rˈɑn/
تلفظ :
[k'aSti R'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کشتی راندن
راننده کشتی
کشتی رانی کردن
سازمان بین المللی کشتی رانی
کشتی رانی
لنگ را بالاکردن به قصد کشتی یا انجام عمل جنسی
کشتی خیلی دیرتر از ان می رسد که جادوگر در حال غرق را نجات دهد
کشتی را ترک نکن
کنتی ران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کشتی ران. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) دریانورد. آنکه کشتی را راند. ملاح. سفان. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
رانندۀ کشتی، کشتیبان.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) رانند. کشتی کشتیبان
مترادف و متضاد
mariner
(اسم)
ملوان، ملاح، دریا نورد، کشتیران
navigator
(اسم)
دریا نورد، کشتیران، هدایتگر
کلمات مرتبط
کشتی راندن
راننده کشتی
کشتی رانی کردن
سازمان بین المللی کشتی رانی
کشتی رانی
لنگ را بالاکردن به قصد کشتی یا انجام عمل جنسی
کشتی خیلی دیرتر از ان می رسد که جادوگر در حال غرق را نجات دهد
کشتی را ترک نکن
کنتی ران
نظرات