کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کسر-پوست | کلماتور
معانی کلمه : کسر پوست
تلفظ بین المللی :
/kˈasr pˈuːst/
تلفظ :
[k'asR p'u:st]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
کسر مجاز پوست
کسی که پوست خام را می تراشد
او زیر پوست کسی رهدن
اب یا ابی زیر پوست کسی رفتن
پای کسی روی پوست خربزه بودن
دست کسی را تو پوست گردو گذاشتن
پوست بر کسی زن
پوست بر کسی زندان شدن
پوستین بر سر کس
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
اختلاف میان قطر باپوست و قطر بیپوست
فرهنگستان زبان و ادب
{bark deduction} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] اختلاف میان قطر با پوست و قطر بی پوست
کلمات مرتبط
کسر مجاز پوست
کسی که پوست خام را می تراشد
او زیر پوست کسی رهدن
اب یا ابی زیر پوست کسی رفتن
پای کسی روی پوست خربزه بودن
دست کسی را تو پوست گردو گذاشتن
پوست بر کسی زن
پوست بر کسی زندان شدن
پوستین بر سر کس
نظرات