کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کسته | کلماتور
معانی کلمه : کسته
تلفظ بین المللی :
/kasˈateː/
تلفظ :
[kas'ate:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کلاوس کسته
کستهم
رژیم سدیم کاسته
زبان کوته کردن
سر کفته
اهک کشته
طلای کشته
فاصلۀ کاسته
فرانش ـ کنته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
کسته. [ ک ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) کوفته. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) غله کوبیده باشد که هنوزش پاک نکرده باشند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). غله و برنج کوفته که هنوز پاک نکرده و کاه و پوست آن را نگرفته باشند. ( ناظم الاطباء ). || به فارسی عصی الراعی است. ( فهرست مخزن الادویه ). رستنیی که سرخ مرد و به تازی عصی الراعی نامند. ( ناظم الاطباء ). سرخ مرد را نیز گویند و آن رستنیی باشدبه سیاهی مایل ...
فرهنگ عمید
۱. کوفته شده.
۲. (اسم ) غلۀ کوبیده شده، غله ای که آن را کوبیده اما هنوز از کاه جدا نکرده باشند.
فرهنگ معین
(کُ تَ یا تِ ) ۱ - (اِمف . ) کوفته ، کوفته شده . ۲ - (اِ. ) غلة کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند. ۳ - گیاه سرخ مرد، عصی الراعی ، هفت بند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کوفته کوفته شده . ۲ - ( اسم ) غل. کوفته که هنوز ش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشد . ۳ - سرخ مرد عصی الراعی هفت بند
کلمات مرتبط
کلاوس کسته
کستهم
رژیم سدیم کاسته
زبان کوته کردن
سر کفته
اهک کشته
طلای کشته
فاصلۀ کاسته
فرانش ـ کنته
نظرات