کسب . [ ک َ ] (اِ) نوعی خرما در جیرفت . (یادداشت مؤلف ).
کسب . [ ک َ / ک ِ ] (ع اِ) ورز. یقال فلان طیب الکسب ؛ یعنی فلان پاک ورز است و حلال است کسب فلان . (از ناظم الاطباء).
(کُ) [ ع . ] (اِ.) ثقل چیزهای فشرده ؛ کنجارة روغن .
(کَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - تحصیل ، به دست آوردن . 2 - حرفه ، شغل .
رزقجویی
اشتغال، پیشه، حرفه، شغل، کار، مکسب
احراز، استحصال، اکتساب، تحصیل، حصول، دستیابی
۱. احراز، استحصال، اکتساب، تحصیل، حصول، دستیابی
۲. اشتغال، پیشه، حرفه، شغل، کار، مکسب
۳. رزقجویی
درآمد