کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کسارنده | کلماتور
معانی کلمه : کسارنده
تلفظ بین المللی :
/kasˈɑrandˌe/
تلفظ :
[kas'ARand,e]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شد کارنده
کارنده
کارنده چال
کارندهو
الخین الکساندر
سوختن کاهنده
اپارین الکساندر
انسرمه ارنست الکساندر
شد کارندگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کسارنده. [ ک ُ رَ دَ / دِ ] ( نف ) گسارنده. به معنی کسار است که غم خورنده و باده خورنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). خورنده. ( ناظم الاطباء ). || تحمل کننده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گسارنده شود.
فرهنگ فارسی
گسارنده . بمعنی کسار است که غم خورنده و باده خورنده باشد. خورنده
کلمات مرتبط
شد کارنده
کارنده
کارنده چال
کارندهو
الخین الکساندر
سوختن کاهنده
اپارین الکساندر
انسرمه ارنست الکساندر
شد کارندگی
نظرات