کریج. [ ک َ / ک ُ ] ( اِ ) کریچ. کریچه. خانه کوچک باشد مطلقاً. ( برهان ). مطلق خانه کوچک. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) : در جهان فراخ پرنزهت چه کنی آن کریج پروحشت.سنائی. || خانه کوچکی را گویند که از نی و علف سازند، مانند خانه ای که دهقانان در کنار زراعت و فالیز سازند. ( برهان ). خانه کوچکی باشد که از نی و علف سازند، چنانکه اکثر دهقانان در کنار راه زراعت خود می سازند. ( جهانگیری ). کلبه. کومه. ( یاددا...
فرهنگ معین
(کَ ) (اِ. ) کومه ، خانه ای که از نی و علف درست کنند. کُریز و کریجه نیز گویند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پر ریختن پرندگان خصوصا چرغ و باز و شاهین و مانند آنها تولک .