کریب . [ ک َ ] (اِخ ) جایگاهی است . (از معجم البلدان ).
کریب . [ ک َ ] (ع ص ) سخت اندوهمند. (منتهی الارب ). || (اِ) چوب نان پز که بدان نان را گرد سازند. || کعب از نی . || زمین کشتکار شیار کرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
۱بزرگ،خان ۲خویشاوند،فامیل