کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کرکسی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کرکسی کردن
تلفظ بین المللی :
/karkˈasi kˈardan/
تلفظ :
[kaRk'asi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کرسی ریاست را اشغال کردن
کرکی کردن
محروم کردن نماینده از کرسی
کرگسی کردن
پشت سرکسی پچ پچ کردن
روی کردن برکسی
کرکسی کوه
مرد کرکسی
دُم کرکی بال سفید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کرکسی کردن. [ ک َ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را قوی و زورمند نمودن. استنسار. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خود را قوی و زورمند نمودن . استنسار
کلمات مرتبط
کرسی ریاست را اشغال کردن
کرکی کردن
محروم کردن نماینده از کرسی
کرگسی کردن
پشت سرکسی پچ پچ کردن
روی کردن برکسی
کرکسی کوه
مرد کرکسی
دُم کرکی بال سفید
نظرات