معانی کلمه : کرچ شدن
لغت نامه دهخدا
کرچ شدن. [ ک ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدن مرغ به حالتی که آماده خوابیدن روی تخم گردد. کک شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). کِرک شدن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بحالتی رسیدن مرغ که آماد. خوابیدن روی تخم گردد کک شدن .
