کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کرنبی
تلفظ بین المللی :
/karˈanbi/
تلفظ :
[kaR'anbi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خیابان کرنبی
کرنبیه
ستارۀ کربنی
سن یابی کربنی
کرنای
کرنب
کرنبا
کرنلیوس
کرنلیوس نپوس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کرنبی. [ ] ( اِخ ) یکی از نقاط بصره و اهوازکه حاکم آنجا علی بن ابان سردار صاحب زنج را بکشت. ( ابن اثیر ج 7 ص 100 ). رجوع به صاحب زنج شود. کرنبا.
کلمات مرتبط
خیابان کرنبی
کرنبیه
ستارۀ کربنی
سن یابی کربنی
کرنای
کرنب
کرنبا
کرنلیوس
کرنلیوس نپوس
نظرات