کرمینه. [ ک َ ن َ ] ( اِخ ) از جمله روستاهای بخاراست و آب او از آب بخاراست و خراج او از خراج بخاراست و وی را روستایی علیحده است و مسجدجامع دارد و اندر وی ادبا و شعرا بسیار بوده اند و بمثل در قدیم کرمینه را بادیه خروک خوانده اند و از بخارا تا کرمینه چهارده فرسنگ است. ( تاریخ بخارا ص 12 ). یاقوت در معجم البلدان و سمعانی در الانساب آن را کَرمینیه ضبط نموده و آن را شهری از ماوراءالنهر بین صغد و بخارا ...
فرهنگ عمید
مرحله ای از رشد حشرات که شکل آن ها مانند کرم است، لارو.
دراصطلاح جانورشناسی:حالتی ازحشرات که شکل آنهامانندکرم است(لارو )
دانشنامه عمومی
کرمینه می تواند به هر یک از موارد زیر اشاره کند:کرمینه (مخچه)، بخش میانی مخچه در مغز که دو نیم کرهٔ چپ و راست مخچه را از هم جدا می کندکرمینه (دگردیسی)، نوزاد کرمی شکل حیواناتی که دگردیسی کامل دارندwiki: کِرم است؛ Vermis هم واژه ای لاتین به معنی کِرم است.wiki: کرمینه (مخچه)...