کرمو. [ ک ِ ] (اِخ ) دهی است از توابع فردوس [ تون ] و غالباً آن را با ده دیگری در جنب آن بنام مُصابی «مصعبی » نام می برند. (یادداشت مؤلف ).
دارای کرم، کرمزده
(مجازی) خراب، فاسد
بچه کرمو
spoiled child
دندان کرمو
decayed or carious tooth