کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کرشاء | کلماتور
معنی کلمه : کرشاء
تلفظ بین المللی :
/karʃˈɑ/
تلفظ :
[kaRS'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کراء
کرثاءه
کرشافه
کرشان
کرفاءه
کرماء
کرواء
کشاء
کشاءه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
کرشاء. [ ک َ ] ( ع ص ) زن بزرگ شکم. ( ازمنتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ) ( از اقرب الموارد ). || پای گوشت ناک هموار اخمص خردانگشت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ید کرشاء؛ دست خردانگشت. ( مهذب الاسماء ). || خرماده بزرگ تهیگاه ِ بزرگ سرین. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خرماده بزرگ تهیگاه بزرگ کفل. ( ناظم الاطباء ). || زهدان دورتک. ( ازمنتهی الارب ) ( نا...
کلمات مرتبط
کراء
کرثاءه
کرشافه
کرشان
کرفاءه
کرماء
کرواء
کشاء
کشاءه
نظرات