کرز. [ ک ُ ] (ع مص ) وعظ و ندا کردن به بشارت انجیل . (از اقرب الموارد).
کرز. [ ک ُ ](اِخ ) ابن اسامة و کرزبن ثعلبه ، و قیل : اسمه یزیدبن انیس ، و کرزبن وبرة صحابیان اند. (از منتهی الارب ).
کَرْت#NAME?
(کَ رَ) [ ع . ] (اِ.) آلبالو.
(کُ) (اِ.) = کرزه : زمینی که به جهت سبزی کاشتن یا زراعت دیگر هموار کنند و کناره های آن را بلند سازند.
قنات،کاریز