کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کردگی | کلماتور
معانی کلمه : کردگی
تلفظ بین المللی :
/kardˈeɡi/
تلفظ :
[kaRd'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رگ کردگی
پیش کردگی
پف کردگی
توهم گیر کردگی
دم کردگی
چشم کردگی
خو کردگی
خیس کردگی
دراز کردگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کردگی. [ ک َ دَ/ دِ ] ( حامص ) عاملیت. فاعلیت. کنندگی :
ز گردش شود کردگی آشکار
نشان است پس کرده بر کردگار.
اسدی ( گرشاسبنامه ).
فرهنگ فارسی
عاملیت . فاعلیت
کلمات مرتبط
رگ کردگی
پیش کردگی
پف کردگی
توهم گیر کردگی
دم کردگی
چشم کردگی
خو کردگی
خیس کردگی
دراز کردگی
نظرات