کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کردم | کلماتور
معانی کلمه : کردم
تلفظ بین المللی :
/kˈardam/
تلفظ :
[k'aRdam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
من کشف کردم
شوخی کردم
قاتلی قراردادی اجیر کردم
هر چه را منع کردم بر سرم امد
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
ثبت نام کردم
خیال کردم
عادت کردم
ازدواج کردم گیر افتادم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کردم. [ ک َ دَ ] ( ع ص ) کوتاه قد. ( منتهی الارب ). کوتاه بالا. ( ناظم الاطباء ). کوتاه بالای ستبر. ( از اقرب الموارد ). کوتاه زفت. ( مهذب الاسماء ). || دلاور. ( منتهی الارب ). شجاع. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کوتاه قد. کوتاه بالا
کلمات مرتبط
من کشف کردم
شوخی کردم
قاتلی قراردادی اجیر کردم
هر چه را منع کردم بر سرم امد
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
ثبت نام کردم
خیال کردم
عادت کردم
ازدواج کردم گیر افتادم
نظرات