کراوات. [ کْرا / ک ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) دستمال گردن. ( یادداشت مؤلف ). پارچه سبک و لطیف دو تو کرده که حلقه کنند و بطرزی خاص به دور گردن یا به یقه پیراهن گره بندند و دو سر آن را فروآویزند از پیش سینه و روی پیراهن : حال فارغ گشته از هر دغدغه تنگتر بسته کراوات و یقه.ملک الشعرای بهار ( از فرهنگ فارسی معین )....
فرهنگ عمید
پارچۀ باریک و بلندی که با گره مخصوصی به دور یقۀ پیراهن بسته می شود.
فرهنگ معین
(کِ ) [ فر. ] (اِ. ) پارچه ای باریک و بلند که مردان به یقة پیراهن گره زنند و از جلو سینه آویزان کنند، فکل .
دانشنامه آزاد فارسی
کراوات (cravat (necktie))پوشش زینتی پارچه ای آویختنی روی پیراهن. کراوات را از مواد مختلف، پارچه های ابریشمی، نخی یا الیاف مصنوعی می سازند و شکل می دهند. این پوشش در بالا باریک تر و در پائین پهن تر است. قسمت باریک در زیر یقۀ پیراهن حلقه می شود و در زیر گلو گره می خورد و قسمت پهن تر روی سینه آویخته می شود. در بسیاری از کشورهای جهان بخشی از پوشش رسمی و بستن آن در مراسم، ادارات، دانشگاه ها و شرکت های ...
فرهنگ فارسی
دستمال گردن، پارچه باریکی که به یخه پیراهن میبندند ( اسم ) پارچه ای باریک و دراز که بیخ. پیراهن بندند و از پیش سینه آویز ند دستمال گردن : [ حال فارغ گشته از هر دغدغه تنگتر بسته کراوات و یقه ] . ( بهار )
دانشنامه عمومی
دراز آویز
کروات یا زنّار (زُ - نّ) ، پارچه ای است که از زمان قدیم مسیحیان آن را به عنوان نشانه مسیحی بودن بر کمر یا شکم خود میبستند ، امروزه آن را به جای کمر بر گردن میبندند. روایتی بسیار معتبر:روزی امام رضا (ع) با شخصی مسیحی مباحثه میکرد تا آنکه امام رضا (ع) با کلام خود او را مسلمان کرد ، سپس امام (ع) به یاران خود فرمود که آن شخص تازه مسلمان شده را غسل یاد دهند و آن پارچهء کراوات (زنّار) را...
نقل قول
کراوات (فارسی افغانستان:نکتای) پارچه ای بلند برای اهداف تزئینی است که پیرامون یقه در برابر گلو، گره زده می شود.• «دیگر در برابر گروه های تروریستی لازم نیست لباس جنگ پوشید بلکه می توان با نکتایی طالبان را گم نمود.» -> عبدالرشید دوستم• «یک کراوات به خوبی گره خورده، نخستین گام جدی در زندگی است.» -> اسکار وایلد• «خوب پوش بودن، آرامشی هیچ دینی نمی تواند، می دهد.» -> رالف والدو امرسون• «ما کراوات را بد ...
مترادف و متضاد
tie (اسم)علاقه، بند، دستمال گردن، کراوات، قید، رابطه، گره، الزام، برابری، ربطascot tie (اسم)گرهء شال گردنی، کراواتnecktie (اسم)کراواتcravat (اسم)کراواتoverlay (اسم)پوشش، کراوات، اندود، جای گذاشتن، جای گذاشت...