کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کراشیدن | کلماتور
معانی کلمه : کراشیدن
تلفظ بین المللی :
/karˈɑʃidˌan/
تلفظ :
[kaR'ASid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
کراشیده
کرشیدن
کراجیدن
کِلاشیدن
کرازیدن
کرامیدن
زگمونت کراشینسکی
زیگمونت کراشینسکی
رخ خراشیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
کراشیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) تباه شدن کار. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). || پریشان گردیدن. ( برهان ). پریشان گردیدن و مشوش شدن خاطر. پاشیده و منتشر گشتن. ( ناظم الاطباء ). پاشیدن و آشفتن کار. مختل شدن. اختلال یافتن. ( یادداشت مؤلف ) : بتا تا جدا گشتم از روی توکراشیده و خیره شد کار من.آغاجی ( از آنندراج ).|| نابود شدن. ( یادداشت مؤلف ). || خلط از سینه برافکندن بسرفه. ( یادداشت مؤلف ). غراشیدن. گراشی...
فرهنگ عمید
آشفته و پریشان کردن.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص ل . ) تباه شدن کار، پریشان شدن .
کلمات مرتبط
کراشیده
کرشیدن
کراجیدن
کِلاشیدن
کرازیدن
کرامیدن
زگمونت کراشینسکی
زیگمونت کراشینسکی
رخ خراشیدن
نظرات