کدورت . [ ک ُ رَ ] (ع اِمص ) کدورة. تیرگی و آلودگی و ناپاکی آب . (ناظم الاطباء). آلودگی و ناپاکی .مقابل صفا و صفوت . (فرهنگ فارسی معین ) : داد صفاهان ز ابتدام کدورت گرچه صفا باشد ابتدای صفاهان . خاقانی .کدورت روز زلال شهادت آن را تیره نگرداند. (المعجم ، از فرهنگ فارسی معین ).اگر صفای وقت عزیزان را از صحبت اغیار کدورتی باشد اختیار باقیست . سعدی (کلیات چ مصفا ص 54).کدورت از دل حافظ نبردصحبت دوست صفا...
تیره شدن، تیرگی، دلتنگی ( اسم ) ۱ - تیرگی تاریکی : [ همی شد روشن از رنگ کدورت هوای باختر از نور خاور ] . ( روزنه شیبانی ) ۲ - آلودگی نا پاکی مقابل صفا صفوت : [ کدورت روز زل شهادت آنرا تیره نگرداند ] . ۳ - مل ملت جمع : کدورات : [ کدورت از دل حافظ نبرد صحبت دوست صفای همت پاکان و پاکدینا بین ] . ( حافظ )
دانشنامه عمومی
کدورت یا توربیدیتی (به انگلیسی: Turbidity) به گل آلودی یا کدر بودن یک سیال گفته می شود که ناشی از تعداد زیادی از ذرات منفرد است که معمولاً به چشم غیر مسلح نامرئی هستند، مانند دود در هوا. اندازه گیری کدورت یک آزمون کلیدی در تعیین کیفیت آب است.سیالات می توانند حامل مواد معلق جامد با ابعاد مختلفی باشند. برخی از مواد معلق به اندازه کافی بزرگ و سنگین هستند که در صورت ساکن قرار گرفتن مایع به سرعت به انت...