کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کحلی-پرند | کلماتور
معانی کلمه : کحلی پرند
تلفظ بین المللی :
/kˈohli pˈarand/
تلفظ :
[k'ohli p'aRand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کحلی
کحلی رنگ
کحلی روز
کحلی شب
کحلی پوش
کحلی چرخ
سراپرده ٔ کحلی
طاق کحلی
قبای کحلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کحلی پرند. [ ک ُ پ َ رَ ] ( اِ مرکب ) پرند نیلی رنگ. پرند که رنگ کبود دارد :
چو شب در سر آورد کحلی پرند
سر مه درآمد به مشکین کمند.
نظامی.
|| کنایه از تاریکی شب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). تاریکی شب. ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
پرند نیلی رنگ .پرند که رنگ کبود دارد.
کلمات مرتبط
کحلی
کحلی رنگ
کحلی روز
کحلی شب
کحلی پوش
کحلی چرخ
سراپرده ٔ کحلی
طاق کحلی
قبای کحلی
نظرات