کجین . [ ک ِ] (اِ) آرد و روغن را گویند. (برهان ). آرد و روغن که حلوای بی شیرینی است . (یادداشت مؤلف ) : بر ابرش خوشرو مزعفر بستیم کجین آرد و روغن .
بسحاق اطعمه (از فرهنگ جهانگیری ج 1 ص 715).
کجین . [ ک َ ] (ص نسبی ، ...
فرهنگ عمید
۱. جامه ای که در آن ابریشم خام به کار رفته باشد. ۲. برگستوان.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) منسوب به کج . ۲ - ( اسم ) جامه ای بود که در درون آن بجای پنبه ابریشم ( کج ) می آکندند و در روز جنگ می پوشید ند کج آکند : [ از جهان منسوخ شد رسم قژا کند و کجین بعد ازین کس را خیال کژ نگردد در گمان ] . ( سلمان ساوجی ) ۳ - بر گستوان کژ آکند که اسب را در روز جنگ بدان می پوشانید ند : [ برابر ش خوشرو مزعفر بستیم کجین آرد و روغن ] . ( بسحاق اطعمه )منسوب به کج.هر چیز که از کج ساخته باشند....
دانشنامه عمومی
کجین یک روستا در ایران است که در دهستان سنجبد غربی واقع شده است. کجین ۱۷ نفر جمعیت دارد. فهرست شهرهای ایران