کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کتک-کاری | کلماتور
معانی کلمه : کتک کاری
تلفظ بین المللی :
/kˌotakkˈɑri/
تلفظ :
[k,otakk'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کتک کاری کردن
بشدت زدن و کتک کاری کردن
کت کاری
سن مارک ده کارییر کبک
کارینیان کبک
به سنت کاترین کبک
سنت کاترین دو لا ژاک کارتیه کبک
سنت کاترین دو هتلی کبک
سنت کاترین کبک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کتک کاری. [ ک ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) عمل کتک کار. عمل زدن یکدیگر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کتک کاری کردن شود.
- کتک و کتک کاری ؛ عمل زدن و مضروب کردن یکدیگر. کار دو نفر که یکدیگر را زنند. رجوع به کتک کاری کردن شود.
فرهنگ فارسی
عمل کتک زدن
کلمات مرتبط
کتک کاری کردن
بشدت زدن و کتک کاری کردن
کت کاری
سن مارک ده کارییر کبک
کارینیان کبک
به سنت کاترین کبک
سنت کاترین دو لا ژاک کارتیه کبک
سنت کاترین دو هتلی کبک
سنت کاترین کبک
نظرات