کتمان . [ ک ُ / ک ِ] (ع اِ) گیاه وسمه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . رجوع به کَتَم شود. || (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). ابومنصور گفت نام بلدی است از بلاد قیس . (معجم البلدان ). || کوهی است . (از منتهی الارب ) (از معجم البلدان ). ابوزیاد گفت کوهی است در بلاد بنی عقیل . (معجم البلدان ). || وادیی است در نجران . (معجم البلدان )....
فرهنگ عمید
پنهان کردن، پنهان داشتن چیزی یا امری.
فرهنگ معین
(کِ ) [ ع . ] (مص م . ) پنهان داشتن ، پنهان کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) پنهان شدن . ۲ - ( مصدر ) پنهان کردن نهان داشتن . یا کتمان سر . پوشیده داشتن راز : [ ابو علی گفت : چون نبض و تفسره بدیدم مرا یقین گشت که علت عشق است و از کتمان سر حال بدینجا رسیده است ] . ( چهار مقاله ) گیاه وسمه موضعی است
[ویکی فقه] کلمات کلیدی: قرآن، کتمان، حق، تقیه."کتمان" در لغت مقابل آشکار کردن است که عبارتست از پنهان ساختن آنچه در باطن است. معنای حقو مراد از "حقّ" عبارتست از معارف و أحکام إلهی و آنچه به آن مربوط میشود. معنای کتمان حق"کتمان حق" در اصطلاح عبارتست از پنهان ساختن معارف، احکام و آیات الهی، به این شکل که آیه نازله را طوری تأویل و یا دلالتش را طوری توجیه کنند که آیه از آیه بودن بیفتد. حکم کتمان حق....