معانی کلمه : کتبی
لغت نامه دهخدا
کتبی . [ ک َ ] (ص نسبی ) که نوشته شود. مقابل شفاهی .
- امتحان کتبی ؛ امتحانی که پاسخ پرسشها نوشته شود. مقابل امتحان شفاهی .
فرهنگ معین
(کَ ) [ ع . ] (اِ. ) نوشتاری ، نوشته شده ، مقابل شفاهی .
فرهنگ فارسی
مولف تاریخی است در خصوص آل مظفر
مترادف و متضاد
written (صفت)
مصنف، کتبی، نوشتاری
