معانی کلمه : کتاب فروش
لغت نامه دهخدا
کتابفروش. [ ک ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) وراق. ( زمخشری ). فروشنده کتاب. که کتاب فروشد.
فرهنگ عمید
کسی که کتاب می فروشد، فروشندۀ کتاب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه کتاب فروشد .
مترادف و متضاد
bookman (اسم)
ادیب، کتاب فروش، اهل تحقیق و تتبع
bibliopole (اسم)
کتاب فروش، فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
bookseller (اسم)
کتاب فروش
