کاکل . [ ک َ ] (اِ) کلک و قلم . (از برهان ). || نی میان تهی را گویند که در میان آب میروید. (برهان ) (آنندراج ).
کاکل . [ ] (اِ) کاله . بفارسی اسم قرع است و به شیرازی بطیخ را نامند و نیز اسم نوعی ورد است و گفته اند اسم جاورس است که به هندی کنگینی نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
۱موی میان و جلوی سر ۲یال اسب
بالا و انتهای درخت یا هر چیز دیگر
کاکله، هل
زلف، طره، کوپله، گیسو، گیس، مو
۱. زلف، طره، کوپله، گیسو، گیس، مو
۲. کاکله، هل