۱. خلبان. ۲. ناخدای کشتی. ۳. بازیکنی که در حین بازی هدایت گر و سخن گوی تیم است.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) ۱ - سروان ، فرمانده . ۲ - خلبان . ۳ - ناخدا. ۴ - رهبر یک تیم ورزشی ، سر ی ا ر (فره ).
فرهنگ فارسی
قهرمان کمدی ایتالیایی و او نمونه ایست از دلقکان و مسخرگان . سرکرده، سردسته، سروان، فرمانده کشتی ( اسم ) ۱ - سلطان سروان . ۲ - فرمانده . ۳ - ناخدای کشتی . ۴ - رهبر تیم ورزش . قهرمان کمدی ایتالیایی از قبیل دلقکان مضحک
دانشنامه عمومی
سَریار.
کاپیتان (به فرانسوی: Capitan) یک وام واژه از زبان فرانسوی است که در دیگر زبان های اروپایی نیز از همین واژه با املای Capitan یا Kapitan استفاده می شود، تنها در انگلیسی به جای کاپیتان از واژه کَپْ تِیْن یا کاپْ تِین (Captain) استفاده می شود.کاپیتان بیف هارتناخداکاپیتان (دریانوردی) بالاترین فرمانده و راهبر کشتی یا ناوکاپیتان نام دیگر خلبان اصلی هواپیماکاپیتان، نیو مکزیکوکاپیتان (ورزش) س...
مترادف و متضاد
فرمانده
ارشد، رهبر
ناخدا، ناوبان
۱. ناخدا، ناوبان ۲. ارشد، رهبر ۳. فرمانده
skipper(اسم)
رهبر، کاپیتان، فرمانده یا خلبان هواپیما، ناخدای کشتی، فرمانده کشتی بازگانی، جست و خیز کننده